یه مرد تنها !!!

 

سراغ از من نمی گیری گل نازم

نمی شناسی صدای کهنه ی سازم

نمی دونی مگه اینجا دلم تنگه؟

نمی دونی مگه با غصه دمسازم؟

 هوای گریه داره این دل سردم

 چشام گریون صدام لرزون تویی دردم

شبا تو کوچه ی پر ماتم پاییز

 به دنبال چراغ خونه می گردم

برات گفتم حدیث برگ خشک و باد

 لالایی قصه ی پروانه و شمشاد

 سراغ از من نمی گیری نگیر اما فراموشم نکن پروانه ی زیبا

 سرود بی وفایی رو چرا خوندی؟

مگه لالایی هامو برده ای از یاد؟

با صدای بی صدا

مثه یه کوه بلند

مثه یه خواب کوتاه

یه مرد بود یه مرد

با دستای فقیر با چشمای مغرور

با پاهای خسته

یه مرد بود یه مرد

شب یا تابوت سیاه

نشست توی چشماش

خاموش شد ستاره

افتاد روی خاک

سایه اش هم نمی موند

هرگز پشت سرش

غمگین بود و خسته

تنهای تنها

با لب های تشنه به عکس یه چشمه

نرسید تا ببینه

قطره قطره

قطرهء آب قطرهء آب

در شب بی تپش

اینطرف

اون طرف

میوفتاد تا بشنوه

صدا صداصدای پا

دوست یه سکه یه نایاب

گلدون عتیقه

یه شئ نگفته رو لب بسته

سوار موج نور

با حافظه ای سرد

بی گذشته بی درد

تنهای تنها

در کنج یه قفس

بی نفس بی هیچ کس

با حسرت یه سحر

هوا هوا هوای پاک هوای پاک

در شب بی خوابی

از چشم ستاره

قطره قطره می چکه

رویا رویا

بر سر مرد بر سر ما

می ری سفر برو ولی عاشقیامو پس بیار

اشکا فدای قدمت ولی چشامو پس بیار

 نفس نفس صدا شدم برای از تو دم زدن باشه !

نمی مونی نمون ولی صدامو پس بیار...

 همیشه حتی توی خواب تو رو تو فریاد میزدم

 فردا باشه واسه خودت گذشته هامو پس بیار...

 سکوت کوچه های شب با پرسه مون نمی شکست

 سکوت کوچه واسه تو صدای پامو پس بیار ...

 عشق تو خونِ تو رگام

تموم تار و پود من

عشق و جنون و بی خیال

 خون رگامو پس بیار...

**********************************************************

اینم یه عکس جالب !! نظرتون چیه ؟؟ جالبه نه ؟؟؟

عاشقي كه تنها گناهش عاشق بودن است به چه جرمي مجازات خواهد شد .. عاشقي ؟؟ يا تنهايي ؟

**********

سلام به همراه ای تک دل

امیدوارم که حالتون خوب و ایام به کام باشه !!

ازتون یه گله دارم .. چند وقتیه که دوستای گل زیاد این ورا سر نمی زنن...این رو بدونید که نبض تک دل با نگاه های شماست که می زنه !!

من عاشق اندی هستم و این بار می خوام چند تا از ترانه هاشو براتون بنویسم .. که بسایر زیبا و با احساس اند و حرف دل من به ......!!

منو تنها نذارید .. دوستون دارم

تن تو مثله یه پیچک تن من مثله یه دیوار

تن من خواهش موندن تن تو خسته ز تکرار

تن عاشق ام نمی خواد لحظه ای از تو جدا شه

توی طوفان حوادث نمی خواد بی تو رها شه

برای تنی که خسته اس تو همیشه جون پناهی

من می خوام با تو بمونم تو رفیق نیمه راهی

من همیشه مهربونم شونه من همه خواهش

برای اون تن ناز و دست من پر از نوازش

سر بذار به روی سینه ام تا بری به خواب سنگین

من برات آواز می خونم از گذشته های شیرین

برای تنی که خسته اس تو همیشه جون پناهی

من می خوام با تو بمونم تو رفیق نیمه راهی

 

من بی تو یه ناتموم ام       من بی تو یه نیمه جونم

دور از تو نذار بمونم

من بی تو نه نمی تونم

ای اشتباه دورمن شکست دله مغرور من

حادثه رفتن تو بود مهم نبود غرور من

مهم نبود شکستن ام به پای تو نشستن ام

مهم تو بودی عشق من نه قصه دلبستن ام

من بی تو یه ناتموم ام    من بی تو یه نیمه جونم

دور از تو نذار بمونم

من بی تو نه نمی تونم

جای تو اغوش منه به معنی دوست داشتنه

رفتی و خاطرات تو قلب ام روآتیش می زنه

اشک هام به وقت رفتن ات عذاب تلخ باختنه

ارزش رو داشت عشق من معجزه شناختن ات

مهم نبود دل سوختن ام دور از تو پر پر زدن ام

به افتخار عشق تو می گم که بازنده منم

من بی تو یه نا تمونم     من بی تو یه نیمه جونم

من بی تو نه نمی تونم

من بی تو یه بی نشون ام

من بی تو روح جنون ام     دور از تو نذار بمونم

من بی تو نه نمی تونم

از صليب هاي كهنه ي سنتي كه به دوش مي كشيم اميد معجزه نيست 

 عشق مسيحاي زندگي ست كه ديگر بار زنده بودنت را اعجاز مي كند 

 پس به صليب سنتش مكش!!

 

آخر به کجايی تو؟

پرسيد و ندانستم با اين همه دلتنگی درطرح نمی گنجم!

هربار قلم رقصيد از سايه خود ترسيد

يک نقش و همه خالی

درگوشه تنهايی

از بوسه و صد بوسه يک لحظه به خود لرزيد

ترسيد ودلش ترسيد

يک شب زشبی شايد

بی بوسه تو يکبار درخواب

بماند خواب

گرتوباشي غنچه اي من باغبانت مي شوم

يا كه باشي مرغكي من آشيانت مي شوم

از براي اين دل تنها و سرگردان من گر تو باشي سرپناهي

آستانت مي شوم

ماه من شو در شب تار و سيه

گرتو باشي ماه من، من آسمانت مي شوم

مرغك خوشخوان بي بستان من

نغمه خوان درباغ دل، من بوستانت مي شوم

تا نبينم غم، درآن چشمان ناز يار شيرين!

من فروغ ديدگانت مي شوم

مانده در خاطرم ...يادی از شب های ديرين 

 رفتی و مانده ام ...بی تو من تنها و غمگين

باور کن ،ندارم ،جز ياد تو ياد ديگر

دريغا لحظه ای ، جز خيالت نيست در سر

من موندم و يک خاطره ،خاطره ای تلخ و غمگين 

 رفتی و با رفتنت ... افتادم در دام نفرين 

 خدايا ... چه سخته .... شب و روز محنت کشيدن 

 با ياد گذشته هر شب و به صبح رسوندن 

 چه حاصل ... ز دنيا....

 جز غم و اندوه و زاری

يه زحمت يه خنجر تا هميشه يادگاری

***********************************************

عروسک بازي کودکانه . چه اسان به تو دل باختم

و از ان ساده تر رهايم کردي

گفتم حالا با عشق تو چه کنم

 گفتي بازي بود رهايش کن

 گفتم بازي زيبايي بود پس بيا بازي کنيم

گفتي بازي براي بچه هاست

بزرگها زندگي ميکنن

گفتم پس بيا زندگي کنيم .گفتي زندگي بازي نيست

**********************************************

زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم

اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم

 تو نيز به من آموختي كه چگونه دوستت بدارم

 اما به من نياموختي كه چگونه فراموشت كنم

وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم

 وقتي که ديگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم

 وقتي که ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم

 وقتي که او تمام کرد من شروع کردم

 وقتي او تمام شد من آغاز شدم

و چه سخت است تنها متولد شدن 

 مثل تنها زندگي کردن . مثل تنها مردن!!!

**************************************************

من....... من به دو چيز عشق مي ورزم!!

 يكي تو و ديگري وجود تو

 به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو

 من در اين دنيا دو چيز ميخواهم

يكي تو و ديگري خوشبختي تو

 من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن تا هميشه

دوستت دارم ........... هميشه!!!

اگر عاشق شدی ...!!!

هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي

به حباب فکر کن

***********************************

عشق شاديست عشق آزاديســت

عشق آغــــــاز آدميــــــــــزاديست

زندگي چيســــــت

عشق ورزيدن

 زندگي را به عشق بخشـــــــــيدن

 آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد

كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند

اگر عاشق شدند وابسته نشوند

 اگر وابسته شدند مجنون نشوند

 و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

 

وقتی رفتی باز هوا بد شد

روزگار از بدی بدتر شد

وقتی رفتی آسمون تر شد

گریه ابرا بد تر شد

گلها پژمردن وای گلها مردن

شاخه ها شون زیر پا خم شد

ابرا باریدن دلها پوسیدن

قفس قناری تنگ تر شد

این دلم مرده دستم رو خونده

صبح تا شب بهونه آورده

بی خبر مونده از همه رونده

قاصدک خبر نیاورده

دیگه برگرد یار

دیگه بس کن یار

دل من از غصه داغون شد

بی تو من خسته ام

درها رو بسته ام

همه جا واسم یه زندون شد

 

تو با منی .. خدایا !!!

امروز کلافه و خسته از زندگی و تنهایی ... آهنگ بنیامین رو گوش می دادم

امروز درست یک ساله و نه ماهه و دو روزه که ندیدم ات ....یه حرفی مونده تو دلم دلم می خواد بگم بهت که دوست دارم بهت بگم .. دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم

 

چه با احساس و زیبا این دو کلمه جادویی روتکرار می کنه ... هر وقت گوش اش می دم به آخر ترانه نمی رسه که بغض ام میشکنه .. خیلی وقته این جمله رو از زبون کسی نشنیدم ... یعنی کسی دیگه دوسم نداره ؟؟؟خیلی وقت هم می شه که به کسی نگفتم که دوسش دارم .....نمی دونم چرا ... ولی نمی تونم کسی رو پیدا کنم که دلم رو بهش بدم که اینقدر با احساس باهاش بر خورد کنه که بند ی که به تیکه های شکسته اش زدم رو دوباره باز نکنه ... چون دیگه جایی نمونده توش که بخوام واسه یه بار دیگه به هم وصل کنم .. دیگه نمی تونم بهش دروغ بگم که آخه عزیزکم صبر داشته باش بلاخرا یکی پیدا می شه که بهت بگه دوستت دارم و یواش یواش تو رو از نو زنده کنه

وقتی به آسمان نگاه می کنم به عظمت دلت پی می برم
که اندازه آسمان است این عظمت را می توان از چشمهایت دید
اکنون که در آسمان هستی . کاش لحظه ای دیگر ببینمت و عطر وجودت
را بار دیگر احساس کنم دستانت را ببوسم و نگاه مهربانت را که تمام
وجود من است بار دیگر ببینم کاش می شد در راه زندگی ام من وتو و خدا با هم بودیم . هر چند اکنون تو پیش خدایی و خدا با من

هنوز تنهام ..!!!

 

سلام به دوستای گلم

خوبید ؟؟

به خاطر امتحانات کمتر می یام .. دلم براتون تنگ  می شه .. مواظب خودتون باشید .. همتون رو  دوست دارم برام دعا کنید

امروز هم از خودم نوشت ام .. از .... خودتون بخونید دیگه !!!

          

روز جمعه رفته بودم سینما ..تنها ... فیلم چپ دست رو دیدم ...خیلی داستان جالب و زیبایی داشت ...دختری که حافظه کوتاه مدت اش رو از دست می ده و هر روز صبح که بیدار می شه روز قبل رو یادش نمی یاد و روزهاش در یک روز متوقف شده و خودش هم نمی دونه ..تا اینکه یه پسری با هاش آشنا می شه و ازش خوشش می یادو وقتی می فهمه چه بلایی سر اون اومده کم کم بهش کمک می کنه و ..... از سینما که اومدم بیرون یه دختر پسری رو دیدم که معلوم بود که با هم دوستن چون دم سینما خداحافظی کردن و جدا شدن ... چیزی که توجه ام رو جلب کرد قد دختره بود که به شونه پسره هم نمی رسید و خیلی هم به چشم می خورد .. با خودم گفتم چقدر همدیگه رو دوست دارن که ظاهر اصلا براشون مهم نیست که اینجوری کنار هم قدم بر می دارن ..بعد که عمیق تر فکر کردم ..دیدم نه ! عشق نه قد کوتاه حالیشه .. نه چشم چپ و نه پای لنگ ... عشق اگه واقعی باشه چشم های دل رو باز می کنه تا آدم با دل طرف مقابل اش ارتباط برقرار کنه نه با ظاهراش

بعد به خودم نگاه کردم ... دیدم توی ظاهرم هیچ عیبی ندارم .... از درون هم که خوب دقت می کنم می بینم که هیچ وقت واسه عشق از معرفت و وفا کم نگذاشتم ... ولی هنوز جواب این سوالم رو که چرا وقتی می خوام با کسی که دوست اش دارم تا آخر بمونم یا عاشق کس دیگه می شه یا خسته می شه و منو جواب ام می کنه ؟؟ آخه چرا ؟؟یکی شون می گفت لیاقت تو بالاتر از منه ... یکی بهتر گیرت می یاد که لایق ات باشه .. ولی من حرفشو قبول ندارم .. می دونم همه حق انتخاب دارن واسه خودشون .. ولی من چی؟؟ من حق ندارم انتخاب کنم ؟؟تا کی باید تنها بمونم ؟؟؟

 

دوشنبه رفتم دکتر .. آخه سر ما خورده بودم ...تب داشتم و ضعف .. ولی تنها بودم ... تو نوبت نشسته بودم که ردیف صندلی جلویی نظرم رو جلب کرد .. یه پسر ۱۵ . ۱۶ ساله که معلوم بود اونم مریضه و ضعف داره روی دوتا صندلی سرش رو روی پای مامان اش گذاشته بود و خودش رو جمع کرده بود .. با خودم فکر کردم چقدر مامانی و لوسه .. ولی خودم رو که دیدم تازه فهمیدم آدمی که مریضه حتما به یه نفر نیاز داره که بهش تکیه کنه و وقتی از درد ناله می کنه جواب اش رو بده .. و دیدم که چقدر من تنهام و به پسره حسودیم شد !!!

امروز هم رفته بودم دکتر ... باز هم تنها .... حالم خوب بود ولی گلوم خیلی درد می کرد ... باز هم یه صحنه ای توجه ام رو جلب کرد .. یه زن و شوهر جوونی روبروم نشسته بودن ... از حالت نشستن و نگاه هایی که به هم می کردن معلوم بود تازه ازدواج کردن و هنوز آتیشه عشقشون شعله داره !! طفلکی خانومه حالش خوب نبود سرش رو گذاشته بود رو شونه شوهرش و ناله می کرد و آقاهه هم دلداریش می داد...راستش فکر کنم باز هم بهشون حسودیم شد ... آّه که چقدر به یه شونه واسه سر گذاشتن و یه صدا واسه دلداری دادن و ناز کشیدن نیاز داشتم .. نگاهم رو ازشون گرفتم چون آقاهه متوجه شد که نگاهشون می کنم ...اطراف ام رو که نگاه کردم هیچ کس نبود .. من تنها بودم !!

 

سلام به همراه های همیشگی تک دل

امیدوارم همتون همچنان عاشق و شاد و سلامت باشید ودر کنار عزیزانتون از زندگی لذت ببرید ....

امروز یه ذره می خوام متفاوت تر از بقیه پست ها براتون بنویسم ... همیشه با یه شعر شروع می کردم به شعر هم تمام می شد ... ولی امروز می خوام براتون از خودم بگم .. هر وقت که حوصلتون سر رفت زحمت خوندن به خودتون ندید ولی خوشحال می شم اگه نظر تون رو در باره حرفها م بگید ......چند روزیه که تصمیم گرفتم که بیشتر و عمیق تر به آدم های اطراف ام نگاه کنم و خوب بهشون فکر کنم و از چیزهایی که می بینم درس بگیرم و ببینم من با اوناچه تفاوت هایی دارم شاید اینجوری بتونم خودم رو پیدا کنم ....

پنجشنبه ها خیلی دلم میگیره مخصوصا غروب ها .. اصلا دوست ندارم تو خونه بمونم همیشه یا می رم کافی نت یا لب کارون می شینم و غروب رو نگاه می کنم .. همیشه بغض رو می نشونه تو گلوم .. از تنهایی خسته شده بودم .. دلم هم گرفته بود ... دلم می خواست از خونه بزنم بیرون ... نمی دونستم کجا برم .. غروب کارون بدتر حالم رو می گرفت ..رفتم به خیابونی که روز های تعطیل شاهد قدم زدن دختر و پسر های خوش تیپ اهوازه..خیابون اصلی کیانپارس ..یه چیزی مثه جردن تهران !! سرعت ماشین رو کم کردم و اطراف رو نگاه کردم ... مغازه ها .. کافی شاپ ها ... پیتزایی ها ... همه جا شلوغ بود .. از این شلوغی لذت می برم .. چون می فهمم که بچه های اهواز هنوز هم دل خوش واسه دادن و عاشق شدن و بیرون اومدن و تفریح کردن دارن .... دختر هایی مثه عروسک خوشکل کرده با مانتوهایی رنگی و تنگ ... باب دل جوونا و پسرهایی خوش تیپ که نگاهشون همه طرف بود بجز روبروشون ... پشت چراغ قرمز ایستادم .. ماشین جفتی ام یه پرشیا بود توش ۴ تا پسر بودن .. راننده ریش بلند گذاشته بود و جفتی اش هم موهای بلندی داشت و عقب هم یکی موهاشو سیخ کرده بود و اون یکی هم دستمال سر بسته بود .. از اون تیپ هایی بودن که اگه چند تا دختر به تورشون می خورد واسشون کلاس می ذاشتن .. مطمئن بودم همشون کم کم ۲تا دوست دختره رو دارن ...با این ظاهری که داشتن آخر بچه مایه بودن ... نمی دونم چرا ولی دوست داشتم برم دنبالشون .. ببینم کجا می رن .. چه کار می کنن ..با خودم فکر کردم ... باطن شون چجوریه ؟؟ از اون پسر هایی هستن که به دختر ها از چشم دختر بودن نگاه می کنن ؟؟ یا هر کدوم شون اگه عاشق بشن تا آخر پای عشق شون هستن ؟؟؟تا کی می خوان جوون باشن و جوونی کنن ؟؟؟؟قدر لحظاتشون رو می دونن ؟؟اون لحظه یه چیز دلم می خواست .... اینکه صندلی کناریم خالی نباشه...!!!

هرگز!!!!

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري

 هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي

 هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي

 درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد

 هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري

 هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه

 به کسي نگو تنها اوست

************************************

اون روزا که تنها بودي

گمشده ي دريا بودي

 قايق تو شکسته بود

 تنت نهيف و خسته بود

 فانوس درياييت شدم

عشق اهوراييت شدم

 گذشتم از هر هوسي

تا تو به مقصد برسي

اون روزا که تو جنگلا.. ترسيده بودي بي صدا

 بين درختاي بزرگ.. ميون گله گله گرگ

 گذشتم از جون خودم

طعمه ي دشمنات شدم

با تيکه پاره هاي من

 روزاي تو ساخته شدن

 اما به جاش تو بد شدي

 از من و عشقم رد شدي.. به من يه پشت پا زدي

 تهمت ناروا زدي.. تهمت نا روا زدي

 

به مانی عزیز که هنوز نمی دونه عشق یعنی ......!!!

خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو

سجده به عشق ات می زنم منجی جاودانه شو

ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم

ای لحظه سازه عاشقی

عاشق با تو بودن ام

روشن ترین ستاره ام

می خواهم ات می خواهم ات

تو ماندگاری در دلم

می دانم ات می دانم ات

ای همه وجود من

نبود تو نبود من

بی تو تو این شب های بد

گریه ام دیگه بند نمی یاد

حرف غم انگیز دلم

جز تو دیگه کسی رو نمی خواد

از چی بگم تا دله من لحظه ای آروم بگیره

دیو سیاهه غصه ها توی کدوم شب می میره

از چی بگم وقتی دلم از دل تو دور می مونه

وقتی که قلب پاکه تو هیچی ازم نمی دونه

می خونم به خدا می خونم

از چشای معصوم تو حرفهای تو رو

می دونم به خدا می دونم

اون که جدا کرده روحم و قلب تو رو

********************************************************** 

ز غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد

 عجب از محبت من که در او اثر ندارد

 غلط است هر که گويد:دل به دل راه دارد

 دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

 گفتی برو ... گفتم بیا !!

 گفتی که تنهایی برو .. گفتم که تنها باشم!!

گفتم دلم،گفتي بسوز،گفتم يه عمري باز هنوز!!!

 گفتم پس عمرم چي ميشه،گفتي هدر شد شب و روز،،!!!

آه دلم!!

گفتم آخه داغون ميشم!!

گفتي به من خوش ميگذره!!

گفتم بيا چشمام به تو!!

گفتي آخه کي ميخره !!!

گفتم منو جنس مي بيني!!

گفتي آره بي قيمتي!!!

گفتم يه روز کسي بودم،،به من نکن بي حر متي گفتم صدام ميميره باز!

گفتي به درد بسوز بساز!!

گفتم حالا که شیدایت  شدم،،گفتي که از تو سير شدم !!!