تو با منی .. خدایا !!!
امروز کلافه و خسته از زندگی و تنهایی ... آهنگ بنیامین رو گوش می دادم
امروز درست یک ساله و نه ماهه و دو روزه که ندیدم ات ....یه حرفی مونده تو دلم دلم می خواد بگم بهت که دوست دارم بهت بگم .. دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
چه با احساس و زیبا این دو کلمه جادویی روتکرار می کنه ... هر وقت گوش اش می دم به آخر ترانه نمی رسه که بغض ام میشکنه .. خیلی وقته این جمله رو از زبون کسی نشنیدم ... یعنی کسی دیگه دوسم نداره ؟؟؟خیلی وقت هم می شه که به کسی نگفتم که دوسش دارم .....نمی دونم چرا ... ولی نمی تونم کسی رو پیدا کنم که دلم رو بهش بدم که اینقدر با احساس باهاش بر خورد کنه که بند ی که به تیکه های شکسته اش زدم رو دوباره باز نکنه ... چون دیگه جایی نمونده توش که بخوام واسه یه بار دیگه به هم وصل کنم .. دیگه نمی تونم بهش دروغ بگم که آخه عزیزکم صبر داشته باش بلاخرا یکی پیدا می شه که بهت بگه دوستت دارم و یواش یواش تو رو از نو زنده کنه

وقتی به آسمان نگاه می کنم به عظمت دلت پی می برم
که اندازه آسمان است این عظمت را می توان از چشمهایت دید
اکنون که در آسمان هستی . کاش لحظه ای دیگر ببینمت و عطر وجودت
را بار دیگر احساس کنم دستانت را ببوسم و نگاه مهربانت را که تمام
وجود من است بار دیگر ببینم کاش می شد در راه زندگی ام من وتو و خدا با هم بودیم . هر چند اکنون تو پیش خدایی و خدا با من
بیوگرافی من :