با ديدن تو . توي همون يه لحظه گفتم چشات به عالمي مي ارزه

 

 

چي داشت چشات که من حالا اسيرم حس ميکنم بدون تو ميميرم

 

من زير باغ عشق توشكستم کاش نمي دادي اون گل رو به دستم

 

هيچ ميدوني چقدر شبا خوابيدي من تا سحر به خاطرت نشستم

 

پر شده از عکسهاي تو اتاقم هر وقت ميبينم تازه ميشه داغم

 

فال ميگيرم روزي هزارو يکبار شايد يکيش بگه مياي سراغم

*********************************************  

روز پاييزی ميلاد تو در يادم هست

روز خاکستری سرد سفر يادت نيست

ناله نا خوش از شاخه جدا ماندن من

در شب اخر پرواز خطر يادت نيست

تلخی فاصله ها نيز به يادت مانده است

نيزه بر باد نشسته است و سپر يادت نيست

يادم هست يادت نيست

عطش خشک تو بر خاک بيابان ماسيد

کوزه ای دادمت ای تشنه مگر يادت نيست

تو که خودسوزی هر شب پره را می فهمی

باورم نيست که مرگ بال و پر يادت نيست

تو به دل ريختگان چشم ندادی بی دل

ان چنان غرق غروری که سحر يادت نيست