دروغ می گفت !!
دروغ مي گفت،
يکي ديگه رو دوست داشت!
فرياد زدم راستشو بگو!
يکي ديگه رو دوست داري؟
گفت نه!
فرياد زدم راستشو بگو!
تو به يکي ديگه دل بستي؟
گفت نه!
فرياد زدم گناهت هر چقد هم سنگين باشه من مي بخشمت!
گفت آره!
يکي ديگه رو دوست دارم!!
![]()
گفتم حالا که اين همه سال به من دروغ گفتي
من هم به تو دروغ گفتم!
هرگز نمي بخشمت!!
مي گي كه شايد كه خوابم رو ببيني
چشاي خيس كه خوابيدن نداره
ميگم چشم تو باشه قبله من
ميگي چشم كه پرستيدن نداره
هواي چشمم امشب ابر ابره
وليكن ناي باريدن نداره
نگات كاش چشمه بود و مال من بود
حالا درياست و نوشيدن نداره
ازت خواستم بپرسم
اما ديدم جواب نه كه پرسيدن نداره
چو لبخندي زدي به گريه من
عزيزم ، گريه خنديدن نداره
نتيجه اينكه ما بايد جدا شيم
حقيقت تلخه![]()
رنجيدن نداره![]()
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند ۱۳۸۴ ساعت 19:27 توسط عسل
بیوگرافی من :