http://www.ecard.darkhasti.net/albums/userpics/10008/khiyaletam-nist.jpg

می دانستم روزی مرا تنها میگذاری ، و  دوباره قلبم به عزای عشق می نشیند.
می دانستم عاقبت این عشق جدایی است و قلبم باید در حسرت تو تنها بماند.

می دانستم روزی مرا تنها میگذاری ، و  دوباره قلبم به عزای عشق می نشیند.
می دانستم عاقبت این عشق جدایی است و قلبم باید در حسرت تو تنها بماند.
کاش که عاشق نمی شدم و ای کاش هیچگاه تو را نمیدیدم.
با اینکه می دانستم روزی باید از غم جدایی ات اشک بریزم اما باز بازی عشق را
با تو آغاز کردم.
برو ای بی وفا ، تو که نمی دانی درد عشق بی دواست ، و نمی دانی عشق به چه
معناست ، همان بهتر که بروی و مرا تنها بگذاری ، میخواهم با تنهایی  باشم ،
بسوزم و آخر سر نیز بمیرم.
می دانستم چنین روزی فرا می رسد که باید در غم عشقت بنشینم و این چشمهای
بی گناهم لحظه به لحظه برای این عشق بی فرجام اشک بریزند.
کاش که عاشق نمی شدم ، لعنت بر این سرنوشت و لعنت بر این قلب ساده ام.
برو ای بی وفا ، برو  به همان سرزمین خوشبختی ها ، تا من نیز در سرزمین تنهایی هایم
برای همیشه و تا ابد بمانم.
با اینکه می دانستم عشقی در این زمانه وجود ندارد ، اما با تو آغاز کردم ، و انتظار چنین روز
تلخی نیز بودم که باید با عشق وداع بگویم.
برو که دیگر نه غروری برای شکستن دارم و نه اشکی برای ریختن.
غرورم را شکستی ، این چشمهایم بی گناهم را بارانی کردی ، قلبم را شکستی ، احساس را در وجودم کشتی ، دیگر چه میخواهی ای عشق.
اگر لیاقت این قلب عاشقم را داشتی به خدا جانم نیز فدایت می کردم.
برو و دیگر نیز به سوی من نیا ،  زیرا باید پشت درهای قلبم برای همیشه بمانی.
دیگر نه احساسی از عشق در قلبم است و نه نامی از تو.
این روزها با تنهایی رفیقم ، با اینکه تنهایی پر از درد است اما من برایش عزیزم.
این روزها نه دیگر دردی در این قلب تنهایم است و نه دلتنگ تنهایی میشوم زیرا تنهایی همیشه با من است ، و رفیق لحظه های زندگی ام است.


می دانستم روزی فرا می رسد که باید بگویم ای کاش که عاشق نمی شدم
و می دانم روزی فرا می رسد که تو میگویی ای کاش که قدرش را می دانستم