دخترا و پسرا !!

سلام دوستان گلم ...

خوبین ؟ جاتون خالی جشن عروسی خیلی خوش گذشت ..

فردا شب هم عروسی دعوتیم !! ..

اما این روزا حالم خوش نیس .. مامانم می گه اینقدر تو عروسی به چشم می خوردی چشمت زدن ..

به جون خودم زیاد آرایش هم نداشتم .. لباسام هم مناسب بود .. نمی دونم ...

به هر حال امروز هم با انرژی اومدم ..

اول یه خورده به آقا پسرا گیر بدیم ..!!

اونم پسرای خوب رو !!

 

از دید مامان و بابا یه پسر خوب باید :

 

1ـ تلفن مشکوک نداشته باشه!!

(در ضمن این کلکا که اول میدید یه پسر صحبت کنه و اینام قدیمی شده اصلا کلآ اگه یه نفر چه دختر چه پسربه یه آقا پسر خوب زنگ بزنه یعنی اقا پسره دوست دختر داره)

 

2ـ درس خون باشه!!

(یه چیز تو مایه های بچه اقدس خانوم اینا باشه یعنی از صبح تا شب درس

بخونه .......در غیراین صورت دوست دختر داره که فکرش مشغوله شایدم معتاده)

 

پولکی نباشه ...تا روزی 1000 تومن معقوله ولی از اون بیشتر یا دوست دختر داره یا معتاده !

 

جالب

 

حالا چون پسرا ناراحت  نشن درباره دخترا هم یه مطلب دیدم که ممکنه واسه بعضیا تکراری باشه!!

 و لی خب جالب بود ...

 

ويژگيهاي دختران با کلاس :

 1)برداشتن ابرو به مقدار زيادوحتي تراشيدن از بيخ!!!

 2) کشيدن سيگار مور!!!

3)بحث نكردن در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا چون چيزي حاليشون نميشه!!!

 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست تا مرز 20 سانت!!!

 5) خفه كردن خود در تماشاي برنامه هاي تلويزيوني!!!

6) گوش دادن موسيقي هاي استاد شجريان!!!

 7) نوشيدن نوشابه هاي زرد!!!

8) اظهار عدم تمايل به ازدواج تا 30 سالگي!!!

 9) تظاهر به ديوانه بودن!!!

 10) بحث در مورد فضاي فکري گورباچوف!!!

 

ویژگیهای پسران با کلاس :

 

 ۱)برداشتن ابرو به مقدار کافی!

 ۲)کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار!

 ۳)بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا !

 ۴)نگرفتن ناخن های انگشتان دست !

 ۵)بی اطلاعی از تماشای برنامه های تلویزیونی!

۶)گوش دادن موسیقس بدون کلام!

۷)نوشیدن نوشابه های انرژی زا !

 ۸)اظهار عدم تمایل به ازدواج!

  ۹)تظاهر به عصبی بودن !

۱۰)بحث در مورد فضای فکری احمدی نژاد!!

 

جالب

 

 و اما :

اعتماد به نفس کاذب در پسران
اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری:
۱- گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
۳- تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴- ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵- استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶- مخالفتهای پی در پی.
۷- پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن
۹- روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون
۱۰- خواندن کتابهايی از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
و.......
به اميد بهبودي همه پسران!!

روزم مبارک !!

سلام خانومی ها !!

چطورین ؟

 ایام به کام هست ؟ من که خیلی خوشحالم ... !!

یه سلام مخصوص به دختر های نانازی و مامان همراه تک دل  ... روزتون مبارک باشه !!

ایشالا همیشه سلامت و شاد همراه خانواده لحظه های طلایی رو سپری کنید ...

واسه اینکه پسرا هم حسودیشون نشه ...

روز دختران رو به دوست دخترای اونا هم تبریک می گم !!

جاتون خالی امشب عروسی دعوتیم ... ای من برم دل این پسرا رو بسوزونم امشب !!

چه حالی می ده ها !! جاتون رو حتما خالی می کنم ...

امروز چند تا عکس خوشکل از رژه عروس خانومی ها واستون می ذارم ...

یه جور هدیه روز دختر بدونین ... امیدوارم خوشتون بیاد !!

 

 

 

 

 

ضد حال به کسایی که میخوان سوهان روح دخترا باشن !!

 

چند روش برای حالگیری دوست پسر عزیزتون !!

 

1-     باهاش قراربذاريد نرين سر قرار بعد با اون يكي دوست پسرتون از جلوش رد شيد

2-     اگه تابستون بود بهش بگين كه چقد بو عرق مي ده

3-     با نامه عاشقونه اي كه واستون نوشته موشك درست كنيد

4-     يه شب دعوتش كنيد بياد خونتون و بگين هيچ كس خونه نيست و خودتون بريد خونه دوستتون

5-     وقتي از احساساتش باهاتون حرف مي زنه خميازه بكشيد

6-     براي خريدن كادو واسه اون يكي دوست پسرتون ازش نظر بخواين

7-     با كروات مورد علاقش دماغتونو پاك كنيد

8-     آدامس جويده شدتون رو تو ماشينش جا بذارين(مناسب ترين مكان صندلي رانندست)

9-     آلبوم عكس هاي يادگاري با پسراي فاميل رو بهش نشون بدين و ماجراي خواستگاري پسر خالتون رو از شما روزي دو بار براش تعريف كنيد

10- كادويي كه واستون خريده رو جلو چشاش به يكي ديگه كادو بدين

11- روز ولنتاين رو فراموش كنيد

12- ازش بخواين با ماشينش برسونتتون سر قرار

13- اگه لباس نو خريده بود بهش بگيد اصلا رنگش بهش نمي ياد

14- موقع گرفتن عكس يادگاري با دوست پسر مورد نظر واسش شاخ بذارين

15- اگه كچله مرتب از مدل مو دوست پسر قبليتون واسش تعريف كنيد

16- واسه شام دعوتش كنيد رستوران بعد كه صورت حسابتون بالا رفت به يه بهونه اي قهر كنيد و بياين بيرون

17- موقع احوال پرسي با پسراي غريبه باهاشون سفت و محكم دست بدين

18- طوري بوسش كنيد كه جاي رز لبتون رو صورتش بمونه بعد بهش هيچي نگيد بذاريد همون شكلي بره تو خيابون(يا بره خونه)

19- سر مير غذا از استفراغ چند روز پيشتون واسش تعريف كنيد

20- روز تولدش بهش سي دي آهنگ هاي جواد يساري رو كادو بدين

21- آخر نامه عاشقونه اي كه واسش نوشتيد متن ترانه ي سگ محلي هاكان رو بنويسيد

22- اشتباهات لغوي شو به رخش بكشيد و بهش بخنديد

23- به جشن تولدتون دعوتش نكنيد

24- روزي دو بار باهاش قهر كنيد(با انجام اين كار دوستتون در مدت كوتاهي كاملا خل ميشه)

25- سعي كنيد هميشه هنگام برقراري تماس تلفني با پسر مورد نظر لااقل يه دونه پشت خطي داشته باشيد

26- اگه واستون كادوي گرون قيمتي خريد بگيد:خودم يدونه ازش داشتم..ولي خوب خريدي ديگه..دستت درد نكنه

27- اگه باهتون شوخي هاي اون جوري كرد بي جنبه بازي در بياريد و هر چي از دهنتون در مياد نثارش كنيد

28- وقتي باهاش مي ريد بيرون مث گداها لباس بپوشيد ولي وقتي با پسر خالتون مي ريد بيرون تريپ مانكني بزنيد

29- وقتي واستون شعر عاشقونه مي خونه بهش بگيد چقد صداش بده وسر آدمو درد مي ياره

30- وقتي باهاتون حرف مي زنه بگيد كه چقد دهنش بو ميده و چرا مسواك نمي زنه

 

دارین منو ؟

سلام ...

بعد چهار ساعت هر چی آپیدم پاک شد ...!!
دیگه حال ندارم دوباره بنویسم

حسش بود بعدا نوشته می کنم ...!!!

 
 

من اومدم ... خب الان حسش هست نوشته کنم ...

خوبی شما ؟ خوشی ؟ در سلامتی کامل به سر می بریی ؟ هو ؟؟؟

اومدم بگم امروز خیلی سر حالم ...

اصلا چند وقته خیلی با خودم حال می کنم ...

انگاری جدی جدی اساسی متحولیدم !!...

 قبلا تو خیابون اگه یه پسر خوشکل و خوش تیپ و مایه دار و .. می دیدم

 همه پیچ و مهره هام شل می شد .. وا می رفتم ..

تا وقتی جلو چشام بود ازش نگاه ور نمی داشتم ...

یه جورایی می خواستم هر چی خوشکل و خوش تیپ تو تور من باشه ...

اما حالا ... دیروز یه زانتیا جلو پام وایساد ..

گیر داده بود سه پیچ ..!! یه نگا به رانندش انداختم ... خدایش جنتلمن بود ...

ولی یه جورایی واسم مهم نبود .. یه اخم بهش کردم و راهمو گرفتم رفتم ...

اونم مونده بود متحیر !!! چون هر کی جا من بود با کله می پرید تو ماشین !!

بعد از چند دقیقه خنده ام گرفت ..

خیلی با خودم حال کردم ... گفتم بابا عسل ترکوندی ها !!

نمی دونم .. ولی واقعا شناختم نسبت به پسرا ( این موجودات بعضا بی عقل ) عوض شده ...

شاید به خاطر این باشه که بعد از آخرین عشقم نمی خوام با هیچکس دیگه آشنا شم ..

یا اینکه اینقدر ازشون دروغ شنیدم دیگه هیچ کدوم رو باور ندارم ...

به هر حال از اینکه دید تازه ای نسبت به دنیای اطرافم پیدا کردم خوشحالم ...

 یک بار گذشتن از اونا به تلافی بارها گذشتن هاشون خیلی حال می ده !! 

می خوام به خودم ثابت کنم بدون عشق های آبکی اونا هم دنیا قشنگه !!

قربون هر چی دختر نانازیه پسر کشه !!

دارمتون مامانیا شما هم دارین منو ؟




واسه اینکه نشون بدم متحولیدم .. قالب وبلاگم عوض کردم ...

خوشحال می شم نظرتونم در باره قالب بدونم ...

یه قالب دخترونه خوشکل گذاشتم !!... تا چشم بعضی ها درآد !!

باز هم دستون مرسی (همون دستون درد نکنه و مرسی که خودم ترکیبشون کردم کلمه افریدم )

که همراه تک دل هستین و تنهام نمی ذارید ...

همتونو دوس دارم و خیلی خیلی خوشحالم از اینکه باهام هستید ...

کاش دوستایی رو که توی دنیای مجازی پیدا کردم توی دنیای حقیقی هم داشتم ...

دختر خانومی ها هم نظر شون رو درباره ء انتی پسر شدن وبلاگ بگن !!

راستی الان هم دارم آلبوم جدید اندی رو گوش می کنم ...

عشق من واقعا ترکونده ...

ترانه " فقط یه نگاه " و " چند روزه " رو خیلی دوس دارم ....

الانم باترانه " چند روزه " دارم می رقصم !!

بازم می گم توی وبلاگ نیوشا جونم آبجی گلم هست آلبومش می تونین برین و دانلود کنین ..!!

 

یه آپدیت متفاوت !!



سلاممممممممممممم
یه سلام مخصوص و داغ به تو ...
به تو همراه تک دل !!
خوبی ؟ خوشی ؟ در سلامتی کامل به سر می بری .. هو !!!
واااا چرا تعجب می کنی ؟
اها تا حالا منو اینقدر شاد و پر انرژی ندیدی ..
خب از این به بعد می بینی ..
یه دختر شاد و پر انرژی با یه عالم فکرای مثبت ...
و البته چشم انتظار برگشتن عشق !!
یکی از دوستان پیشنهاد داده بود که قالب وبلاگم رو عوض کنم ...
اما به قول معروف مشکی رنگه عشق !!
این قالبو دوس دارم .. چون ساده اس ...
از اول هم همین قالب بوده .. شاد بودن به رنگ نیس .. توی سیاهی هم میشه شاد بود ...
مهم دله که اون سرخ سرخ !!
دیروز توی وبلاگ گردی ها یه وبلاگ دیدم که ضد پسر بود ... !!!
خیلی واسم جالب بود ... یه خورده فکر کردم دیدم منم انگاری بدم نمیاد ضد پسر بشم ...
حال می ده سر به سر پسرا بذاریم ...
اما یه جورایی دلم نمیاد ... آخه تفلی ها گناه دارن ..
مگه پسرا غیر ما دخرتا کی رو دارن .. فقط ماییم که اونا رو درک می کنیم ...
اگه ما هم مقابلشون موضع بگیرم دق می کنن ...مگه نه ؟

الان دارم آلبوم جدید معین رو گوش می کنم ...
ترانهء * ای عشق * و * مگه تو قلب منی * خوشکلن .. آدم رقصش می گیره ..

اونقدر عاشق می شم ...
اونقدر از تو می گم ...
که میون اسم تو توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه ...
اونقدر از تو می گم که توی سرزمین عشق بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه ..
تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ...
تو مگه عمر منی که دم و باز دمم تو رو فریاد می زنه ...




به کسایی که تا حالا نشنیدن این ترانه ها رو توصیه می کنم که حتما گوش بدن ..
از وبلاگ آبجی نیوشا هم می تونین دانلود کنید ...
تو لینکدونیم هست ..
قربونش برم همه ترانه هایی که میذاره مثه خودش خوشکلن ( نیوشا جون حال کن اینم تبلیق واسه وبلاگ خوشکلت )
ای وای دیر شد باید برم کارامو انجام بدم برم به باشگاه برسم ..
آخه دارم می رم مثه آرنولد بشم ... البته همه اونجا منو به عنوان باربی می شناسن ...
مرسی از اینکه پای حرفام نشستین ...
قربون همگیتون ...  
              
 
 

باهام بمونین ...



سلام همراهای تک دل
از اینکه تا حالا همه نوشته هام یه غم سنگین همراش داشته ازتون معذرت می خوام ...
چند وقته ذهن ام خیلی مشغوله ...
راستش دیگه از غم نوشتن و غمگین بودن خودمم خسته شدم ...
از اینکه بشینم و غصه همه اون چیزایی که یه روز داشتم و حالا ندارم ...
اون کسایی که یه روز عزیزم بودن و حالا نیستن ...
همه عشق پاکی که آخر مثه یه مرداب شد و گندید ...
از اینکه بشینم غصه تنها بودن دلم رو بخورم ... دیگه خسته شدم ...
توی پست قبلی گفتم می خوام اعتراف کنم ...
اعتراف به همه اشتباهایی که کردم ...
اعتراف به انجام کارایی که اگه بعدش تنها تر شدم تقصیر خودم بوده ...
همین که با رفتن کسی که نیازم بوده دل به دیگری دادم ...
اعتراف به بچه بازی هام ...
می خواستم اسم همه کسایی که واسم یه روزی عزیز بودن ... همراه و مثلا دوست ام بودن ...
تک تک نام ببرم ... ولی الان می بینم بردن اسم اونا مهم نیس ...
مهم نیس که قصه دلدادگیم با امیر شروع شده یا با حامد ...
مهم نیس که آرش با اینکه فقط می خواست کمکم کنه بیشتر منو شکسته ...
مهم نیس که بعد از رفتن سینا با یه امیر دیگه یا یه حامد دیگه یا با پویان می خواستم تنهاییمو پر کنم ...
یا زمانی که با رضا آشنا شدم ... و یا حتی مجتبی که هنوز هم نفهمیدم چه جایی توی زندگی من داشت و از کجا اومد و کجا رفت ...
یا از همه مهم تر ... احسان ... احسانی که مثه همه شروع شد ولی مثه بقیه دوسش نداشتم ...
یه چیزی بالاتر از پر کردن تنهاییم بود ... مهم تر از حس ساده دوست داشتن ...
این اسامی هیچ کدوم مهم نیستن ...
مهم اینه که یه شخصیت هایی باهام بودن ... یه مدت باهاشون زندگی کردم و از تک تک شون درس گرفتم ..
اونا با رفتنشون .. با تنهاتر کردن من .. بهم یاد دادن که وقتی شکستم ...
هیچ کس نمی تونه جز خودمم کمک ام کنه که تیکه های شکسته دلمو ترمیم کنم ...
من توی تنهاییم ... یه عشق خاص رو پیدا کردم ....
تازه دارم حس می کنم که یکی هست که هیچ وقت از پیشم نمی ره ...
اما با اینکه همیشه باهامه من اصلا تا حالا بهش توجه نمی کردم ... و قدرشو نمی دونستم ...
من هیچ وقت در یک زمان با دو نفر نبودم ... همیشه به کسی که همراهم بوده وفادار بودم ...
حتی تا پای جون ...از همه چیزم می گذشتم تا اون منو لایق دوستیمون بدونه ...
اما با این حال ازم گذشته ...
حالا یکی هست که اون هر چی بخوام بهم می ده ...
کسی که زندگی و نفس ام از اونه ...
تصمیمی که چند وقته ذهنم رو مشغول کرده اینه ...
می خوام واسه همه اونایی که الان یا همخونه کس دیگه ای شدن ...
یا دستاشون توی دستای کس دیگه ای ... یا شب ها به کس دیگه ای شب بخیر می گن ... واسه همه عزیزام ... آرزوی خوشی و سلامتی کنم ...
از خدا ( این دوست جدید و همیشه همراهم ) بخوام که مراقب اونا باشه ...
اونا رو به سعادت برسونه ...
و منو به خاطر همه بدی ها و گناهام ببخشه ...
و اگه حس پاک منو به احسان باور داره .. اونو بهم برگردونه ...
زندگی بی عشق یه چیزی کم داره ... من از عشق می نویسم و همیشه هم تشنه دوس داشتن هستم ...
اما این بار منتظر می مونم تا خود عشق در خونه ام رو بزنه ...

آخ مثه اینکه باز هم حرفام غمگین شد... اما اشکال نداره ..چون از این به بعد می خوام دلم شاد باشه !!


.

.

.


از همه همراهای گلم ممنونم ... از نیوشا جونم آبجی خوبه اینترنتی ... داداش میثم ... آرام جونم ... از آقا علی ... شهرام عزیز ... آقا حامد ... آبتین جان ... میم و میم مهربون ...نگار جون ... و همه عزیزایی که تا حالا با تک دل بودن و اسمشونو الان خاطرم نیس ممنونم و ازشون میخوام که تنهام نذارن ... اگه منو لایق همراه بودن می دونن ... واسه همتون بهترینا رو آرزو دارم ... قربون همگیتون .!!


بدون عنوان !!!

               The image “http://www.woodz-mag.com/cms_images/music/cd_check/avril_lavigne/avril_1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



خدای من... داغونم ...
درون من چی داره می گذره ؟
چرا نمی تونم افکارم رو متمرکز کنم ...
همش فکرای بد ..
یاد کسایی که یه روز بهم زندگی می دادن ولی حالا دیگه نیستن ..
یاد عزیزی که بهونه ام بود ...
یه حس مزخرف ..
حس بی پناهی ...
احساس می کنم به من ارزش ندادن ...
هر وقت خواست اومدن تو زندگیم ...
هر وقت هم عشقشون کشیده از زندگیم رفتن بیرون ...
وای خدای من ...
چرا نمی تونم همه چیزو فراموش کنم ..
تک تک کسایی که یه روز مثلا دوستم بودن ..
یه روز عزیزم بودن .. بهونه عاشقیم بودن ..
یه لحظه هم راحتم نمی ذاره ...
احساس می کنم احساساتم به بازی گرفته شده ...
این موجودای پست دوست داشتنی ...
این ادمهای در ظاهر با احساس با حرفهای قشنگ ..
در باطن شک می کنم که قلبی تو سینه داشته باشن ...
من همیشه تو زندگیم احساس تنهایی می کردم ...
دلم پر می کشید واسه کسی که تو خلوت تنهاییم پا می ذاشت ...
واسه همین زود با کسایی که بهم محبت می کردن جور می شدم ...
بهشون دل می بستم ... و به حرفاشون عادت ...
ولی هیچ کدوم تا اخر باهام نمی موندن .. و من با اینکه اینو می دونستم ..باز شیفته یکی دیگه می شدم ...
می دونم کارم اشتباه بوده ...
اما ... نمی دونم ...
واقعا نمی دونم هر بار که تنها تر از قبل می شدم دنبال مقصر می گشتم ..
می گفتم اون نباید منو تنها می ذاشت ... اما حالا می بینم تقصیر منم بوده ...
که از دلم یه مهمانسرا درست کرده بودم ...
هر کی از راه می رسید مهمون دلم می شد و وقتی می رفت ... تیکه ای از دلمو با خودش می برد ...
و هر بار ذره ذره خورد می شدم ....
دیشب خبر ازدواج یکی از همین عزیزام رو شنیدم ...
عزیزی که عروس بخت اش من می تونستم باشم ...
ولی ... تقدیر ... این سرنوشت منحوس ...
نمی دونم ... چند شبه همش کابوس می بینم ...
شب ها خواب ندارم ...
خدای من ... چرا همه افکار منفی ریخته توی ذهن آشفته من ...
باید اعتراف کنم ...
اما الان نه ...
الان فقط می خوام گریه کنم ...
واسه تنهاییم ... واسه از دست دادن همه عزیزایی که می تونستن باهام باشن ولی نموندن ...
باید اعتراف کنم ...

.
.
.


حسرت به دله دیدن خنده های تو من می مونم ...
واسه غریبه اس همه بهونه های تو من می دونم ...
با همه اینا .. عاشقونه برات باز می خونم ...
آره دوست دارم ساده اس ولی چرا ؟
چشاتو دیدم و شکستم بی صدا ...
تو که منو نمی خواستی چرا پا روی قلبم گذاشتی ظالم ..
تو که دوسم نداشتی پس چرا پا رو دلم گذاشتی ظالم ...
ظالم تو بی وفا ...
تو با ناز و ریا ..
چه حقی داشتی که بشکنی دل منو ...
چه حقی داشتی که بشکنی دله منو ؟؟؟